خرید بک لینک
زِآن خیالت خیره بودم خــواب گشتم نازنین یادِ چشمانت پرانید خواب من ، بـی تــاب گشتم نازنین طرهٌ مشکین تو دل را اسیرش کرده بود تا چو یوسف در برت ، اربـــاب گشتم نازنین دو به شک ماندم کنون از تو وُ ماهِ آسمان شاید آن ماه ی و من پـرتـــاب گشتم نازنین خواستم از شهدِ گل عطری چکانم بر تنم عطرِ گیسویت دمـید ، گــــلاب گشتم نازنین ساغری آمد بخوابم جرعه ریزی دست داشت جرعهای داد و . دمی نایــاب گشتم نازنین ابن سیرینی بیآمد خواب را تعبیر کرد خواب تعبیرش تو بودی ،

برچسب: نویسنده: حامد رضایی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 15:02

صفحه بندی