بر زمینم آسمان را مینگرم آسمان تنگ است زمین سنگ است زمین و زمان به صد رنگ است خیالی نیست ... ولی سردم بظاهر شاد و میخندم اما زردم و پُر دردم خیالی نیــست ؟!؟! . خیالی نیست تنم داغ است ؟ سرم کوره دو آتیشه شده جانم ؟!؟ بسوزم بهتر است یا که بمانم سرد ؟!! نمیدانم ... بساختم من به هر موجی برقصیدم به هر سازی نمیدانم برقصم یا بسوزم یا بسازم را نمیدانم ... شبا را تا سحر بـــیدار ، بدین نکته گرفتارم نمیدانم ، نمیدانم ، نمیدانم . دلنوشته : شهرام بهین آئین همگینی...
ما را در سایت دلنوشته : شهرام بهین آئین همگینی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 24
تاريخ: دوشنبه
27 شهريور
1402 ساعت: 15:02