من یوسفت گشتم ولی گویی زلیخا نیستی مجنــون گشتم نازنین اما تو لیلا نیستی در قعرِ خود گُم گشته ام تا ناجیِ قلبم شوی من در خیالم وامقم اما تو عذرا نیستی دل میشود ساحل،، تو یکباره سونامی میشوی تا میشود طوفان ولی گویی تو دریا نیستی تا بیستونی را بنامِ تو نشانه کرده ام غافل شدی از من چرا ای یار پیدا نیستی شهرام بهین آئین دلنوشته : شهرام بهین آئین همگینی...
ما را در سایت دلنوشته : شهرام بهین آئین همگینی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 24
تاريخ: دوشنبه
27 شهريور
1402 ساعت: 15:02