دل درگهِ چشمانت غرق است زنگاهِ تو غرق است و کنون بیمار گر نیست گناهِ تو چون ماهِ فُتاده چاه ، همسان و بسان گشتی تا چاه گوارا گشت آبش زِگِراهِ تو هر رهگذری آمد ، هی لب بگزید و رفت هر پارسه ای هم دید ، دل دادِ زِ ماهِ تو آن قبله ربودی تو ، زِین عابد و این زاهد سر سجده و خم گشته دربارِ پناهِ تو شهرام بهین آئین
برچسب:
نویسنده: حامد رضایی
تاريخ: دوشنبه
27 شهريور
1402 ساعت: 15:02